محمدتقى نورى

401

اشرف التواريخ ( فارسي )

كوس رعدآوا بلندآوازه و رعب و هراس بر ضماير مخالفين « 1 » دولت عليّه به تازگى بىاندازه گرديد ، « 2 » بدان سان كه ياراى تلبّث و تشبّث نداشت و نقش معاودت به هرات بر صفحهء « 3 » خاطر مىنگاشت . و ليكن چون صوفى اسلام بدفرجام را قضا رسيده و دژخيم مرگ طناب فنا به گردنش « 4 » انداخته به سياستگاه ( 162 ب ) دمار مىكشيد ، به دمدمه و تلبيس او را ازين اراده مانع آمده و جمعى از سران افاغنه و قروم اويماقيه را برين معنى هم‌داستان ساخته « 5 » بر افناى وجود ضلالت‌آمود خود يك‌دل و يك‌زبان نموده « 6 » گفت « 7 » ما اگر از مقابله و معارضهء قزلباشيه روبرتابيم و غوريان را گذاشته به شهربند هرات بشتابيم لامحاله شاهزادهء ايران پس از فراغت كار غوريان و تسخير آن محكمه هرمان بنيان و قتل بىگناهان جمعى از محصورين افغان به طرف هرات و خرابى آن صفحات خواهد پرداخت و آبادى اين مرزوبوم به ايادى غلبه و قهر و تسلّط استيلا سمت قاعا صفصفا ( 186 ) خواهد ساخت و آن‌زمان پشيمانى سودى و مرض مزمن اين قضيّه « 8 » روى بهبودى ندارد و كار به جايى منجر مىشود كه آشنا و بيگانه بر دون همّتى ما « 9 » مثل زنند و اين عمل در هر جاى « 10 » عالم افسانه ماند « 11 » تا تيغ در مشت و سپر در پشت و عنان « 12 » در دست و ما را در خانهء « 13 » زين قدرت نشست است . شعر بكوشيم در جنگ مردانه‌وار * چه انديشه از لشكر بىشمار دل و زور و زهره به كار آوريم * جهان بر عدو تنگ و تار آوريم اگر « 14 » كار نه بر مراد و كارزار بر مدعا باشد شعر « 15 » ز مادر همه مرگ را زاده‌ايم * پى كينه چون نيزه ايستاده‌ايم

--> ( 1 ) . مج : مخالفان . ( 2 ) . مج : گرديده . ( 3 ) . مج : هرات را بر لوحهء خاطر . ( 4 ) . مج : دژخيم اجل طناب مرگ به حلقش . ( 5 ) . مج : « ساخته » ندارد . و بر . . . . ( 6 ) . مج : ساخته . ( 7 ) . مج : گفت كه . ( 8 ) . مج : قضيه به هيچ‌وجه . ( 9 ) . مج : ما در هرجا . ( 10 ) . مج : « هر جاى » ندارد . ( 11 ) . مج : آيد . ( 12 ) . مج : اختيار . ( 13 ) . مج : بر روى . ( 14 ) . مج : و اگر . ( 15 ) . ملك : ندارد .